محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1550
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
آن طرف اطاعتى هم به داود پاشاى والى بغداد نداشت ، جمعى از عساكر عثمانى با ده عراده توپ به امداد داود پاشا آمدند كه شهرزور را متصرف شوند و محمود آقاى كهيا نيز با ده هزار نفر به آنها پيوسته به طرف شهرزور راندند در اين موقع محمود پاشا نيز به جانب عثمانى مايل و مصمّم خلاف با دولت عليّه گرديد و عساكر عثمانى در كنار آب سيروان مقام نمودند . لهذا نواب شاهزاده محمد على ميرزاى دولتشاه با پانزده هزار پياده و سوار و ده عراده توپ از كرمانشهان حركت كردند و حسن خان فيلى نيز با جمعى از الوار لرستان ملحق به اردوى شاهزاده معظّم شد و جنگ سختى فيما بين عساكر عثمانى و لشكر ايران درگرفته ، آخر الامر قشون عثمانى شكست خورده راه فرار پيش گرفتند ، و محمود پاشا نيز از عقب كهيا به خاك عثمانى گريخت و توپخانه و قورخانه و غيره پاشا و كهيا به تصرّف سپاه ظفر همراه آمد و نواب شاهزاده دولتشاه به سليمانيه نزول فرمودند و كهيا شمشير خود را به گردن انداخته به اصطبل شاهزاده پناه جست و معفو شد پس از آن نواب شاهزاده به زيارت سرّمنراى رفتند و عزيمت تسخير بغداد نمودند ولى در منزل دلوعبّاس ، به مرض اسهال مبتلا شده ، مع هذا عساكر منصوره به تاخت حوالى بغداد مىپرداختند تا ضراعت داود پاشاى والى و شفاعت شيخ موسى نجفى اسباب مراجعت نواب شاهزاده گرديد و در طاقگرى به جهت غلبهء ضعف توقف فرموده طبيب انگليس از بغداد به معالجه آمد و مفيد نيفتاد . در اين حال اسد خان بختيارى و حسن خان فيلى را مرخّص كردند و در شب پنجشنبه بيست و شش شهر صفر وقت سحر راه غرفات بهشت گرفتند و نعش مرحوم شاهزاده را در تخت روان گذاشته به كرمانشهان آوردند و در ششم ربيع الاول اين خبر محنتاثر به دار الخلافه رسيد و ميرزا تقى علىآبادى صاحب ديوان قصيداى در مرثيهء مرحوم شاهزاده انشاد كرده كه فرد منتخب آن اينست : پس از دوران دولتشه يكى بگذر به كرمانشه * چنان بينى مداين را كه بىنوشيروانستى عمر مرحوم شاهزاده سى و چهار سال و ده نفر اولاد داشتند : نواب محمد حسين ميرزاى حشمت الدوله ، نواب طهماسب ميرزاى مؤيد الدوله ، نواب نصر اللّه ميرزا ،